سفارش تبلیغ
صبا

به نام خدا

الحمدللّه‏ الذی جعلنا من المتمسکین بولایة علی بن‏ابی‏طالب(ع)

خداوندا اگر داری بنای دادن عیدی ...منور کن جهان را به نور حضرت مهدی



+ تاریخ دوشنبه 90/8/23ساعت 3:27 عصر نویسنده جویبار | نظر

 

آنچه در زیر می‌آید پنجاه نام و یا صفت برای روز غدیر است که از روایات برگرفته‌ شده است:

1 ـ بزرگترین عید خدا؛ «عیدالله الاکبر» (1)

2 ـ روز گشایش؛ «یوم وقوع الفرج» (2)

3 ـ روز خشنودی پروردگار؛ «یوم مرضاة الرحمن» (3)

4 ـ روز زبونی شیطان؛ «یوم مرغمة الشیطان» (4)

5 ـ روز مشعل فروزان دین؛ «یوم منار الدین» (5)

6 ـ روز بپا خاستن؛ «یوم القیام» (6)

7 ـ روز شادمانی؛ «یوم السرور» (7)          
8 ـ روز لبخند؛ «یوم التبسم» (8)

9 ـ روز راهنمایی؛ «یوم الارشاد» (9)

10 ـ روز بلندی گرفتن منزلت شایستگان؛ «یوم رفع الدرج» (10)

11 ـ روز روشن شدن دلایل خدا؛ «یوم وضوح الحجج» (11)

12 ـ روز آزمایش بندگان؛ «یوم محنة العباد» (12)

13 ـ روز راندن شیطان؛ «یوم دحر الشیطان» (13)

14 ـ روز آشکار کردن حقیقت؛ «یوم الایضاح» (14)

15 ـ روز بیان کردن حقایق ایمان؛ «یوم البیان عن حقایق الایمان» (15)

16 ـ روز ولایت؛ «یوم الولایة» (16)

17 ـ روز کرامت؛ «یوم الکرامة» (17)

18 ـ روز کمال دین؛ «یوم کمال الدین» (18)

19 ـ روز جداسازی حق از باطل؛ «یوم الفصل» (19)

20 ـ روز برهان؛ «یوم البرهان» (20)
ادامه مطلب...

+ تاریخ دوشنبه 90/8/23ساعت 3:0 عصر نویسنده جویبار | نظر

 

به نام خدا

 کودک مشتاقانه  از مادرش پرسید : خداکجاست ؟

مادر به آرامی به  آسمان نگاه کرد...                        

                    کودک از همان روز خدا را در آسمان ها می جست .

این گونه بود که فاصله اش را با خدا زیاد احساس می کرد ...

این گونه بود که خدای درون قلبش را فراموش کرد .

این گونه بود که خدایی که از هر چیز به او نزدیک تر بود را فراموش کرد ...

پ.ن :شبیه این مطلب راپشت جلد کتابی خواندم  .متاسفانه نام کتاب را به خاطر ندارم. 

 


+ تاریخ پنج شنبه 90/8/19ساعت 6:50 صبح نویسنده جویبار | نظر

به نام خدا

من ودخترم وقتی حوصله مان سر می رود هر دو بازی می کنیم: 

او با عروسک هایش ومن با واژه هایم !

او خیال می کند واقعا  دارد زندگی می کند ....

ومن خیال می کنم واقعا دارم می نویسم .

چه شباهتی دارد کار ما دوتا ... من وکودکم!...

«اِنَّما الحَیوه الدُّنیا لَعِب و لَهٌو ...»

[تصویر: 1220299514288mmc5.jpg]



برچسب‌ها: دلنوشته های جویبار
+ تاریخ سه شنبه 90/8/10ساعت 3:7 عصر نویسنده جویبار | نظر

ادامه مطلب...

+ تاریخ سه شنبه 90/8/10ساعت 12:0 صبح نویسنده جویبار | نظر

به نام خدا

من در ازدحام  حسی مبهم، ناخوشایند
 من در شیرینی دروغین دلبستگی هایم  
.....از دست رفته ام .
من در اعماق دره ی منیت وخودخواهی ام
بر تلی از لحظه های مه گرفته ی غفلت
ازدست رفته ام...
فریاد می زنم :آقا از دست رفته ام !..
فریاد بی رمقم تنها
تنها تمنای رسیدن به گوش های تو را دارند
شتاب کن  آقا جان
نخواه که دیرتر  شود 
مگر نمی بینی 
هجوم درد را بر سینه ی واژه هایم ؟
 ای پناه لحظه های بی کسی ام 
بی تو به تنگ آمده ام . 
 شتاب کن آقا جان 
شتاب کن....
گستاخی ام؟!!
تنها به خاطر مهربانی های توست
بارها من گریخته ام و تو مرا بازگردانده ای  ...

بازهم تو بیا
من شکسته بال تر از آنم که
فکر پرواز در خیالم نقش ببندد.
فقط سراغ آینه ها را از من نگیر 
 نمی دانم چرا این همه زنگار گرفته اند 
 فقط نپرس جای تو را به که داده ام!
 آقا جان شتاب کن 
من از دست رفته ام 
من گم شده ام 
 میان انبوه خطاهایم...
 بیا من پشت دیوار های بلند شرمندگی
به انتظار تو  نشسته ام  
شتاب کن تا گل های امید در دستان دلم نخشکیده اند...
.......................................................................................................................

 پ.ن :مهربانترینم : من کوچکتر وخودخواه تر از آنم که تو را برای نجات دنیا بخواهم .... من تو را برای نجات خودم می خواهم 



برچسب‌ها: دلنوشته های جویبار
+ تاریخ سه شنبه 90/8/3ساعت 8:29 عصر نویسنده جویبار | نظر

دعای عظم البلا