به نام خدایی که در این نزدیکی است

زمستان است
دلم می خواهد بروم آسمان
و کمی برف بیاورم
و بریزم روی سر کودکان شهرم
تا این قدر برف شادی نخرند ...
تا آدم برفی بسازند
و برای آدم برفی هایشان لبخندو شال ببرند ...
وبریزم روی تن لخت درختان
تا برهنه نباشند
و جای برگ ها این قدرخالی نباشد !
مشتی برف اگر آسمان به من می داد
می ریختم روی لبه ی پنجره ها
و بالای دیوارها و پشت بام ها
تا پاروها هم احساس بودن کنند .
کمی برف اگر بود ...
می گذاشتم روی تاقچه ی اتاقم
و به ستاره های یخی خیره می شدم
و به افولشان ..
ستاره اگر ستاره باشد ، غروبش هم زیباست !
مشتی برف اگر ..
راستی آسمان چرا گاهی
اینقدر سختت می شود بباری ؟
شهر من دلش برف می خواهد
و باران ...!
.
.
.
+
تاریخ شنبه 92/11/12ساعت 8:11 صبح
نویسنده
جویبار
|
نظر