سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

 

به نام خدایی که در این نزدیکی است 

اللهم عجل لولیک الفرج 

یلدا می آید 

شب تا می تواند ، می ماند ،

تا می تواند پایداری می کند 

اما کیست که نداند نور 

بر تاریکی  همواره پیروز می شود ؟

خورشید از پس بلندترین شب سال 

سر می زند ، و سپیده را به دنیا هدیه می کند 

تا ...

تا یک بار دیگر ثابت کند 

شب غیبتت گرچه سالهاست ، به درازا کشیده است 

خورشید رویت سرانجام خواهد تابید 

و دنیا را پر از روشنی خواهد کرد .

یلدا مرا بیشتر به یادت می اندازد!

 

پ.ن : امشب برای پایان یلدای غیبتش دعای فرج بخوانیم ...

 

پ.ن : گرچه همزمانی یلدا و اربعین ، شادی ها را کمرنگ می کند

 ولی گرمای مهربانی و آرامش را در کنار خانواده برایتان آرزو دارم ! 

 

 


+ تاریخ شنبه 92/9/30ساعت 5:9 عصر نویسنده جویبار | نظر

به نام خدایی که در این نزدیکی است 

پیچک های شهر ،

آی  پیچک های زیبای شهر 

که تکیه کرده اید به دیوارها 

زیباییتان افزون

سبزینه هاتان پررنگ  باد 

آی ، ای پیچک ها 

 که چشم ها را می نوازید 

 و خیال آدم  را می برید به چمن زار 

به علف زار 

به بوی تازه ی سبزه زار 

این دیوارها که ایستاده اند پشت شما 

، فقط دیوارند ، دیوار ! 

و دیوارها حتی اگر شیشه ای  باشند 

نسبشان  می رسدبه سنگ ! 

حواستان هست ؟

این ها صورت آسمان را هم خراشیده اند  

آی پیچک ها که جای پایتان 

مانده روی تن دیوارها 

خورشید با لبخندش نشسته  آن بالا  

گام هایتان استوار !

راهتان پر رهرو باد  ! 

 


+ تاریخ شنبه 92/9/23ساعت 6:11 عصر نویسنده جویبار | نظر

به نام خدایی که در این نزدیکی است . 

درد ها را یکی یکی

می شمرم 

نبودنت 

نبودنت

نبودنت ...

و دیگر هیچ ! 

 

 


+ تاریخ دوشنبه 92/9/18ساعت 8:39 عصر نویسنده جویبار

به نام خدایی که در این نزدیکی است 

 

 

زخم ها اگر تازه باشند 

حرفهایشان آدم را می سوزاند 

مثل این که فاصله ی میان کلمات را آتش ریخته باشند !

و اگر کهنه باشند 

این فاصله ها از درد پر می شوند .

حرف زخم ها بیشتر اوقات 

طعم تلخ می دهد 

گاهی آنقدر تلخ 

که تا ته گلوی جان آدم را پر می کند . 

و کدام شیرینی است 

که از پس این تلخی برآید ؟

فهمیدن زبان ِ زخم ها کار زیاد سختی نیست اگر 

یک بار زخم زبان شنیده باشی !

 


+ تاریخ چهارشنبه 92/9/6ساعت 12:4 صبح نویسنده جویبار | نظر

به نام خدایی که در این نزدیکی است 


 

پروانگی اش را فراموش نمی کند 

پروانه ای که 

بالهایش زخمی است !



برچسب‌ها: شعرکوتاه
+ تاریخ یکشنبه 92/9/3ساعت 11:6 عصر نویسنده جویبار | نظر

دعای عظم البلا