کپک زده نان آرزوهايم
بوي نا مي دهد تمام پستو هاي دلم
امروز ، "فردا" از دستم افتاد و شکست
امروز خسته ام از هر چه هست
در ميان اين شکسته - پاره ها
نشان تو را مي کاود
نام تو را مي کاود
افسوس ...تو را...
هنوز ... تو را ...
.....نمي يابد
سلام
خيلي خيلي زيبا بود !
دست نويسنده اش درد نکند.چقدر زيبا نوشته ايد.
کار از شکستگي هم گذشته...قلب من درمان دستانت را مي خواهد آقا